پیش بینی نوستر داموس : ایران ابرقدرت جهان خواهد شد

پیش بینی نوستر داموس : ایران ابرقدرت جهان خواهد شد   كتاب نوستر داموس " ايران"*"پيشگويي" " نوستر داموس" " نوستر داموس" " نوستر داموس" "آخرالزمان و ايران" "داموس" "نوستر آداموس" "نوستر آداموس" "نوستر داموس" "نوستر داموس" "نوستر داموس" "نوستر داموس" "نوستر داموس" "ایران" "نوستر داموس"+"ایران" "پیش بینی های شاه نعمت" "پیشگویی آخر زمان" "پیشگویی نوستر اداموس درباره اخرالزمان " "کتاب  کامل نوستراداموس" cache:JyNEAf-az48J:نقش-جهان.kasbarg.com/topic_231192_پیش_بینی_نوستر_داموس___ایران_ابرقدرت_جهان_خواهد_شد.html داموس fonte nastaliq fonte nastaliq g شاه نعمت ولی kika \پیش بینی های اخرالزمانی          نسترو داموس آخرالزمان و ایران آخرالزمان و ایران آخرالزمان و ایران هنگامى كه پل ترنر Paul Turner تهيه كننده معروف استراليايى در طى برنامه‏اى ماهواره‏اى تحت عنوان: نوستر آداموس: مردى كه فردا را پيش‏بينى مى‏كند. خطر روزافزون ايران وانقلاب اسلامى ايران براى غرب و تمدن غربى مطرح كرد و در طى اين برنامه تمام آنچه را كه نوسترآداموس در بيش از 390 سال پيش از آن تاريخ »آگوست 1989م« پيشگوئى كرده بود منتسب به ايران كرد؛پس از به واقعيت پيوستن واقعه يازدهم سپتامبر در آمريكا (وقوع دو انفجار مهيب و عظيم در New York City) همگان شگفت‏زده و نگران شدند؛ به نحوى كه رئيس‏جمهور نه چندان باهوش آمريكا، پس از وقوع اين حادثه به تبعيت از نوسترآداموس، ايران را هم يكى از »محورهاى شرارت« در جهان معرفى كرد و از اين طريق بر وحشت و ترس عميق هيأت حاكمه آمريكا از ايران (پرشيا) صحّه گذاشت.حتى نظريه‏پرداز معروف هاروارد؛ يعنى ساموئل هانتينگتون نيز تئورى برخورد تمدنها The clash of civilizations را از نوسترآداموس به عاريت گرفته است. پيشگويى نوسترآداموس درباره واقعه يازدهم سپتامبر و تأثير شگرفى كه بر نگرش و فرهنگ آمريكايى گذاشت مى‏تواند منجر به تحولى اساسى نسبت به ديدگاه غرب درباره انقلاب اسلامى ايران شود، همانكه نبايد به سادگى از كنار آن گذشت.آسمان، در چهل و پنج درجه (مختصات جغرافيايى نيويورك؟!) خواهد سوخت، آتش به شهر جديد (New City)، نزديك مى‏شود.جالب‏ترين نكته در مورد پيشگوئيهاى نوسترآداموس آن است كه وى به ندرت نام كشورى را به صراحت و آشكارا ذكر مى‏كند، حال آنكه در مورد ايران (Persia) به صراحت عنوان مى‏كند كه ايران، جهان را تسخير خواهد كرد. ايران از طريق آناتولى، فرانسه و ايتاليا را فتح خواهد كرد و بالاخره ايران باعث وقوع جنگ جهانى سوم خواهد شد.بررسى پيشگوئيهاى نوسترآداموس درباره »جهانى شدن انقلاب اسلامى ايران:(شاهزاده عرب، مريخ، خورشيد، ناهيد، شير، حكومت كليسا را از طريق دريا از پاى در خواهد آورد، از جانب ايران (پرشيا) بيش از يك ميليون پرهيزگار به بيزانس و مصر، به سوى شمال هجوم خواهند آورد.)(از كشور عربى خوشبخت (در منطقه غنى و ثروتمند اعراب) شخصى قدرتمند و مسلط بر شريعت [حضرت] محمد(ص) زاده خواهد شد، اسپانيا را به دردسر انداخته و بر گرانادا (غرناطه) مستولى مى‏شود. از طريق دريا بر مردم نيكوزيا ظفر خواهد يافت.)(مرد مشرقى از محل استقرار خويش خارج خواهد شد، براى ديدار فرانسه از كوه آپونين خواهد گذشت، از فراز آسمان، از برف‏ها، درياها و كوهها گذر خواهد كرد و همگان را با عصايش مضروب خواهد كرد...)از پيشگويي هاي او:سقوط شاه ايران و وقوع انقلاب اسلامى در ايران، رهبرى امام خمينى(ره) از فرانسه - او دقيقاً عنوان مى‏كند كه رهبر ايران از فرانسه باعث سقوط شاه ايران مى‏شود - ، وقوع حادثه يازدهم سپتامبر و آتشى كه در برجهاى دوقلوى شهر جديد (نيويورك) ايجاد مى‏شود و بسيارى از حوادث تاريخى ديگر از سالهاى 1555 ميلادى به بعد كه حدوداً 450 سال را دربر مى‏گيرد.دژ نظامى، مملو مى‏شود،و يك آرمانگراى كهنسال [امام خمينى (ره)]نشانه‏هاى نيرا (سرزمين ايران) رابه اهالى ژنو [سازمان ملل متحد]نشان خواهد داد.رهبر پاريس،اسپانياى بزرگ را اشغال مى‏كند،كشتيهاى جنگىدر برابر مسلمانان [محمدى‏ها] كه از پارتيا [ناحيه‏اى در ايران] و مديا [ناحيه‏اى در ايران] برخاسته‏اند، مى‏ايستند. آن مرد، سيكلاد [اروپا] را تاراج مى‏كند، و آنگاه انتظارى بزرگ در بندر يونان حكمفرما مى‏شود.در مجموع نوسترآداموس به اين موضوع به صراحت اشاره مى‏كند كه ايران (پارت، نيرا، پرشيا، مديا) با كمك مسلمانان سراسر جهان، از جمله كشورهاى عربى و مخصوصاً سوريه، عربستان سعودى و ليبى حكومت مقتدرى را تشكيل مى‏دهند و پس از جنگى مذهبى كه هسته آن از لبنان شروع مى‏شود و عمدتاً بر عليه اسرائيل است، جهان را به تسخير خود درمى‏آورند و سپس جنگى جهانى و عظيم رخ خواهد داد و جهان نابود خواهد شد.چنين برمى‏آيد كه ايران، جهان را ابتدا از طريق حمله به تركيه (و مقدونيه) به تصرف خود درخواهد آورد:در مركز رن، جنگ و خشكسالى به بار مى‏آيد، كمك خيلى دير مى‏رسد. پرشيا (ايران) حمله آورده و ماگدونيا و در جاى ديگر مى‏گويد: (مقدونيه) را به محاصره درمى‏آورد.و سپس نوسترآداموس، عواقب جنگ اتمى و نابودى تدريجى جهان به واسطه جنگ جهانى سوم را شرح مى‏دهد:(كسوفى در پيش خواهد بود كه از زمان آفرينش گيتى تا زمان مرگ و مصائب حضرت مسيح و از آن زمان تا به امروز هرگز رخ نداده است و جهان چنين ظلمتى به خود نديده است...)كه در اين مورد آيات مربوط به قيامت در سوره قيامت به ذهن انسان تداعى مى‏شود:فإذا برق البصر و خسف القمر و جمع الشمس و القمر يقول الإنسان يومئذ أين المفرّ.هنگامى كه بينايى خيره مى‏گردد، و ماه فرو مى‏رود، و خورشيد و ماه گرد هم آيند، آن روز انسان مى‏گويد: به كجا فرار كنم؟(مرد والامقامى از تبار عرب به زودى پيش خواهد تاخت. از سوى اهالى بيزانس به او خيانت خواهد شد. از شهر قديمى رودس به پيشواز او خواهند آمد، از جانب هانگرى [مجارستان] متحمل آزار بسيار خواهد شد.)ر حوالى درياى آدرياتيك بر اثر توفانى عظيم، كشتى غرق مى‏شود و زمين به لرزه درآيد و به سوى آسمان پرتاب مى‏شود و دوباره فرو مى‏افتد؛ در مصر جنبش پيروان محمد افزايش مى‏يابد و پيكى به (آن سوى مرزها) فرستاده مى‏شود تا خبر را اعلان كند.شاهزاده ليبيايى [كه نماينده حكومت ايران است] در غرب به قدرت خواهد رسيد، يك فرانسوى از اعراب به شدت مكدر خواهد شد، دانشمند اديب [ادبا] خود را با اوضاع وفق خواهند داد، زبان عرب بر فرانسه پيشى مى‏گيرد...رهبر بيزانس، سالون از اسلاوينا،آنان را به شريعت محمد[(ص)] در خواهد آورد.آدمهاى نادان همچنان خواستار كارمانى [شريعت كهنه] هستند. تمامى حمايت كنندگان [محمد»ص«] سراسر گيتى را خواهند پوشاند.بنابراين، نوسترآداموس نسبت به فتح جهان به وسيله شريعت حضرت محمد(ص) به غرب و تمدن غربى هشدار مى‏دهد و به جهانيان اعلام مى‏كند كه روزى مسلمانان به رهبرى ايران و تمدن ايرانى بر جهان مسلط خواهند شد كه اين بى‏شك در پيوند با گسترش و جهانى شدن انقلاب اسلامى ايران است.بر مبناي باور اوانجليستها الگوي آخر الزماني دنيا عمدتاً در منطقه خاورميانه تعريف مي شود و منطقه فلسطين كامل اشغالي نقش مهمي دارد و جدال نهائي مسلمانان از يك سو مسيحيان و يهوديان و از سوي ديگر در مي گيرد و معتقدند در آن نبرد نهائي كه در منطقه حار مجدون ( تپه اي كه در بيرون اورشليم است ) تمام سپاه خير در مقابل تمام سپاه شرٌ قرار مي گيرد . و نهايتاً به زعم آنها سپاه شر ( كه لابد مسلمانها هستند ) شكست مي خورند و البته در اين برد دو سوم يهوديان كشته مي شود . اين تصورر بر مبناي باور آخرالزماني آرماگدون شكل گرفته است .حتي الان در بعضي از مقالات اينترنتي علائم وقوع آخر الزمان را به علائم حتميه و ممكن الوقوع تقسيم كرده است ؛ كه در يك مقاله از نظر انجيل 21 علامت حتميه براي آن نام برده است يكي از اين علائم حتميه اين است پرشيا (ايران ) از نو قدرت مي گيرد وبه يكي از چند قدرت برتر جهاني تبديل مي گردد . شما فكر مي كنيد طي اين چند ماه اين همه سر و صدا شده است كه ايران سلاح اتمي دارد . درك اين ماجرا كه ايران سلاح اتمي ندارد بسيار سخت است براي اينكه بر مبناي آخرالزماني ايران بايد الآن اين سلاح را داشته باشد . اگر اين را نداشته باشد اين الگو زخمي مي شود و اينكه 12 لشكر از 12 نقطه دنيا متحد مي شوند و ذيل حكومت پرشيا كه قوي ترين حكومت است به سمت آرماگدون حمله مي كنند و نبردهائي شكل مي گيرد .اسرائيلي‌ها از پيروزي انقلاب وحشت كردند. «بگين» تهديد كرد كه: «اگر امام خميني(ره) نيروهايش را به فلسطين بفرستد، اين نيروها را نابود خواهم كرد.» جزو پيشگويي‌هايشان هم هست كه «يهوديان كنار هم جمع مي‌شوند و نابودي آنها زماني است كه انقلابي در شرق شود و يكي از فرزندان انبيا هم نام يكي از انبياي بني‌اسرائيل قيام مي‌كند.»

نامه سرگشاده ملانصرالدین به شیخ بی سواد

با عرض سلام خدمت شیخ. همان*طور که می*دانید اخیرا شما گوی سبقت را از من در زمینه فکاهی ربوده*اید و مردم دیگر

مرا فراموش کرده و فقط به شما می*خندند و در این زمینه پله*های ترقی ظاهرا برای حضرتعالی برقی بوده و بیم آن می*رود

که شما دست زاکانی را نیز از پشت ببندید و به ریش من و عبید قاه*قاه بخندید.

جناب شیخ! در قزوین از شهر بیرون*تان نکردند که کردند، شما را در دارالعباده تنها نگذاشتند که گذاشتند، محافظانت از تو

عاصی نشده*اند که شده*اند، مردم برایت جوک نمی*سازند که می*سازند، دشمن از تو سوء استفاده نمی*کند که می*کند،

به BBC خوراک نمی*دهی که می*دهی، هرجا که می*روی مردم بیرونت نمی*کنند که می*کنند، برایت آرزوی مرگ ندارند که

دارند، در یک بیانیه 2 صفحه*ای کلی غلط نداری که داری، نوشته*هایت سوتی ندارد که دارد، انشایت مزخرف نیست که

هست، غلط غلوط نمی*نویسی که می*نویسی، ادعاهایت دروغ نیست که هست، شریعتمداری به تو شیخ از همه جا

بی*خبر نمی*گوید که می*گوید، شاعر رسالت به تو شیخ بی*چراغ نگفت که گفت، مردم تو را بی*سواد نمی*دانند که می*دانند،

با صفا نیستی که هستی، سوادت مرا نکشته که کشته، ضریب هوشی*ات پایین نیست که هست، مشاورت به تو رای

داد که نداد، تو را ساده*گیر نیاورد که آورد، برای زندان رفتن، خودت را به در و دیوار نکوبیدی که کوبیدی، سابقه*ات به یغما

نرفت که رفت، دست استکبار از آستین*ات بیرون نیامده که آمده، پای دشمن از پاچه شلوارت آویزان نیست که هست، دم

خروس از زیر عبایت بیرون نیامده که آمده، ادعای تجاوز نکردی که کردی، سندهایت به درد ننه*جونت نمی*خورد که می*خورد،

جمله*بندی بیانیه*هایت ایراد ندارد که دارد، در مناظره وقت باقیمانده را نمی*پرسیدی که می*پرسیدی، تقلب بهت

نمی*رساندند که می*رساندند، همین حرکت بعدا تبدیل به کلیپ نشد که شد، یک جورهایی شوت نیستی که هستی،9

دی ملت حالت را نگرفت که گرفت، لعن علی عدوک یا حسین نگفت که گفت،آن سیل جمعیت را که دیدی نگرخیدی که

گرخیدی، ساندیس بدنت کم نشده که شده، اعضای حزب اعتماد ملی از تو عبور نکردند که کردند، ندا را شهید نخواندی

که خواندی، در کودتای مخملی شکست نخوردی که خوردی، کاراکتر لطیفه ملت نیستی که هستی، دم پیری معرکه

نگرفتی که گرفتی، بعد از پروژه عبور از موسوی فکر رهبری سبزها به سرت نیفتاد که افتاد، نسبت به دیگر سران فتنه با

حال*تر نیستی که هستی، دوست و دشمن باهات حال نمی*کنند که می*کنند، کلا مشتی نیستی که هستی، بیانیه*هایت

را دیگران نمی*نویسند که می*نویسند، دست به قلم خودت بدنیست که هست، از روی نوشته هم اشتباه نمی*خوانی که

می*خوانی، تپق نمی*زنی که می*زنی، دوست و دشمن را قاطی نکردی که کردی، حجاریان به تو غضنفر اصلاحات نگفت که

گفت، خودت را به خواب نزدی که زدی، اسمت را که در گوگل سرچ می*کنی گوگوش نمی*آید که می*آید، سروش ساده*

گیرت نیاورده که آورده، به فکر دراویش گنابادی نیستی که هستی،«باقی»حقوق بشر را در پاچه*ات نکرد که کرد، (آخه تو

رو چه به حقوق بشر؟!) الان بیانیه حقوق بشر را از بر نیستی که هستی، حالا که همچین شده دنبال آشتی ملی

نیستی که هستی، آشوبگران خداجو طرفدارت نیستند که هستند، این جماعت، مست نیستند که هستند، رذل نیستند

که هستند، تو رذل را می*دانی با کدام «ز» نوشته می*شود که نمی*دانی، از همان بچگی دیکته*ات ضعیف نبود که بود،

خانم معلمت از دستت عاصی نبود که بود، در امتحان اخیر مردود نشدی که شدی، آمریکا برایت کف نمی*زند که می*زند، از

اینکه نفر اول جنبش نیستی ناراحت نیستی که هستی، شهرام را چند وقت است که نتیغیدی از این موضوع عصبانی

نیستی که هستی،کلا عصبی مزاج نیستی که هستی، حرف*های این و آن زود در تو اثر نمی*گذارد که می*گذارد، فرضا اگر

توبه کنی توبه گرگ مرگ نیست که هست، ناراحت نشو در مثل مناقشه نیست که هست، منظور من از گرگ، دبلیوزپلنگ

نبود که بود، تو به بزرگی خودت ما را نمی*بخشی که می*بخشی، ما هم با این اخلاقت حال نمی*کنیم که می*کنیم، دشمن

هم با تو حال نمی*کند که می*کند، ما همه به تو ایمان نداریم که داریم، عاشق سوتی*هایت نیستیم که هستیم، یک هفته

بیانیه ندهی دل*مان برای جمله بندی*هایت تنگ نمی*شود که می*شود، در این بیانیه آخرت از ترس سوتی دادن، آیات و

روایات را بی*خیالی طی نکردی که کردی، با اینکه معمم هستی عربی*ات ضعیف نیست که هست، مصداق بارز خواص

بی*بصیرت نیستی که هستی، اصلا در اینکه تو جزو خواص هستی میان علما اختلاف نیست که هست، بصیرت نزد تو

کیلویی نیست که هست، با همه این حرف*ها سرور نیستی که هستی، سالار نیستی که هستی، ما یک موی تو را به

دیگر سران فتنه نمی*دهیم که می*دهیم، این یکی را مزاح نکردم که کردم،...تو سرمایه ما نیستی که هستی، ما برای تو

زحمت نکشیدیم که کشیدیم، ساندیس نظام را به سوسیس غرب نفروختی که فروختی، سرت کلاه نرفت که رفت، الان

سارکوزی طرفدارت نیست که هست، سارکوزی با اینکه زن دارد دنبال ناموس دیگران نیست که هست، آبروریزی نکرده که

کرده، تو را ساده فرض نکرده که کرده، در حوادث بعد از انتخابات به دشمن گرا ندادی که دادی، ستون پنجم نبودی که

بودی، به خیابان نمی*آمدی که می*آمدی، به جای تو بنده*های خدا محافظانت کتک نخوردند که خوردند، الان از این قضیه

شاکی نیستند که هستند، چوب لجاجت تورا نمی*خورند که می*خورند، با این همه هنوز از مردم دم نمی*زنی که می*زنی،

رویت مثل سنگ پای قزوین نیست که هست، قزوین رفتنت اشتباه نبود که بود، محافظانت این را بهت نگفته بودند که گفته

بودند، حرف*شان را زمین نزدی که زدی، مرغت یک پا نداشت که داشت، اگر محافظانت نبودند سنگ*ها زیر چشمت

بادمجان نمی*کاشت که می*کاشت، رایت از آرای باطله کمتر نبود که بود، از 4 نفر پنجم نشدی که شدی، اگر 6 نفر نامزد

می*شدند هفتم نمی*شدی که می*شدی، ادعای تقلب را مطرح نکردی که کردی، تندروی نکردی که کردی، حالا میانه*روهای

خداجو ماستمالی نمی*خواهند بکنند که می*خواهند، فتنه بعدی حکمیت نیست که هست، حالی کردن حکمیت به تو کار

آسانی است که خدا وکیلی نیست، کلا دوزاری بعضی*ها کج نیست که هست، الان مصداق «نااهلان و نامحرمان» نیستند

که هستند، طلحه هم قبلا آدم خوبی نبود که بود، ابوموسی مخش تاب نداشت که داشت، عمر و عاص سر کارش

نمی*گذاشت که گذاشت، من اینها را برای شیخ نباید بگویم که می*گویم، مصداق بارز آب در هاون کوبیدن نیست که

هست، این اگر توهین باشد من معذرت نمی*خواهم که می*خواهم، از کروبی حلالیت نمی*طلبم که می*طلبم، شیخ باید من

را ببخشد که نمی*بخشد، حالا یک چیزی هم بدهکار نشدیم که شدیم، البته 50 هزار تومان هر ماه باید کروبی به من

می*داد که نداد، چرا که رئیس*جمهور شد که نشد، مردم به او رای دادند که ندادند، دشمنان به او طمع نبستند که بستند،

اما از این قصه طرفی بستند که نبستند، الان فرقه سبز چند دسته*اند؛یک عده از موسوی خسته*اند و در حال عبور از وی

نیستند که هستند اما یک عده دیگر هستند که هرچند آشوبگر و پستند اما دل به میانه*روها نبسته*اند که بسته*اند؛

عده*ای می*گویند اینها با آنها یک دسته هستند و با هم بسته*اند و سرنوشت*شان به همدیگر گره خورده و دست*شان در

یک کاسه نیست که هست! و من البته کاری به این کارها ندارم فقط از شیخ می*خواهم پایش را از کفش من بردارد. در

شهر اگر کس است یک حرف بس است؛ البته چون طرف ما شیخ است یک مقدار بیشتر باید توضیح داد؛ من نامه*ام را ختم

می*کنم با این شعار قشنگ:«مرگ بر دو آدم خالی بند، علی عبدالله صالح و میلیبند!» و این جمله قشنگ که هنگام بازی

هفت سنگ شنیدم از یک جناب سرهنگ:«برداشته عقل شیخ پاره سنگ، به فرسخ می*گوید فرسنگ!الکی نزن، نرود میخ

آهنین بر سنگ!»
__________________

ایرانی بودن باراک اوباما

اجداد اوباما ايراني و اهل بوشهر بوده اند


     
پدر «باراك» كه اسمش «حسين اوباما» بوده، بعد از مدرسه و دانشگاه تابعيت ايراني- آمريكايي مي گيرد و بعدش هم با يك دختر مسيحي ازدواج مي كند و به اصرار همسر و خانواده همسرش دينش مي شود «اسلامي- مسيحي»! و چون نمي تواند اسم ايراني روي پسرش بگذارد، . . .


منابع موثق خبري مي گويند، هيچ مي دانيد كه سناتور «باراك اوباما»ي آمريكايي كه شايد «بختش بزند» و رئيس جمهور هم شود، ايراني الاصل از آب درآمده است؟
در واقع، آن طور كه «ايتارتاس» گزارش مي كند، گزارش «آسوشيتدنيوز» به ما مي گويد كه شخصي به اسم دكتر «اندي واسهول» از موسسه تحقيقات تاريخي دانشگاه معتبر «ام.آي.تي» آمريكا، اعلام كرده كه طبق تحقيقاتش، «باراك حسين اوباما» اصلا اهل جنوب ايران و شيعه است! به عبارت ديگر، اصل و نسبش همان خانواده معروف «اوباما»ي «بوشهر» است كه در دوران قاجاريه جلاي وطن كرده و طي چند نسل سر از آمريكا درآورده است! به اين ترتيب كه، جد بزرگش در واقع «ميرحسن خان اوبامايي» كه از ميرآب هاي معروف «بوشهر» بوده (و به همين خاطر هم اسمش «اوباما» يا «آب با ما» بوده)، بعد از يك نزاع خونين با سقاباشي «ناصرالدين شاه قاجار» از اين شهر فرار كرده و به مرز عثماني مي رود و بعدش، در «حلبچه» به عنوان تاجر زردچوبه و سپس به عنوان تاجر زعفران فعاليت كرده و رفته «حلب» (در سوريه فعلي)! ظاهرا، «ميرحسن خان» همانجا هم فوت مي كند و پسرش، «علي اصغر اوباما» به خاطر ضديت اهالي عثماني با شيعيان ايراني، راه «طرابلس» را پيش مي گيرد و آنجا به تجارت تنباكو مشغول مي شود! اما، بعد از اينكه قليان چاق كردن در آنجا ممنوع مي شود، اين خانواده هم «تكه پاره» شده و هر «تكه اش» به جايي مهاجرت كرده است! مي گويند، حالا اين وسط پدربزرگ «حسين» كمي قبل از جنگ جهاني دوم مي آيد و به همراه خانواده اش به جنوب غربي آفريقا مهاجرت و براي امرار معاش هم از پشم شتر پارچه درست مي كند طوري كه، بعد از جنگ «برك» (همان «باراك» )ايراني كلي محبوبيت پيدا مي كند و شهرتش به آمريكا و به گوش معاون شهردار «واشنگتن» مي رسد،و او را به «لس آنجلس» دعوت مي كند! خلاصه، اين جوري مي شود كه جناب پدربزرگ در تگزاس مستقر مي شود و به توليد و تجارت «برك» مي پردازد، اما چون واردات شتر و پشمش به آمريكا ممنوع مي شود، او هم ورشكسته مي شود! گزارش ها باز هم مي گويند، پدر «باراك» كه اسمش «حسين اوباما» بوده، بعد از مدرسه و دانشگاه تابعيت ايراني- آمريكايي مي گيرد و بعدش هم با يك دختر مسيحي ازدواج مي كند و به اصرار همسر و خانواده همسرش دينش مي شود «اسلامي- مسيحي»! و چون نمي تواند اسم ايراني روي پسرش بگذارد، پس اسمش را مي گذارد «باراك» (همان «برك») و اسم خودش را در اسم بچه مي گنجاند (باراك حسين اوباما). حالا مي گويند افشاي اين موضوع مي تواند كلي دردسر براي آينده سياسي جناب «اوباما»ي آمريكايي درست كند!
به هرحال، تا حالا كه خود «اوباما» كه خودش را كشته تا حمايت صهيونيست ها را جلب كند، در اين مورد اظهارنظري نكرده است.